قهرمان ميرزا عين السلطنه
1574
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
شريعتمدار پس از تبعيد دو ساعت و نيم كشيد تا سلطانيه رسيدم . خانهء شريعتمدار پياده شديم . اين خانهء اجدادى آنها است . حالا تعمير كرده جناب ميرزا ابو المعالى هم آنجا بودند . شريعتمدار بعد از تبعيد خيلى آرام شده . ناهار خورديم . اما شام ديشب رضا قلى هزار مرتبه بهتر بود . بعد از ناهار خيلى صحبت شد . حالت ندارد . مدتهاست ناخوش است . گفت حقيقة با اين حالت نمىتوانم همراه شما بيايم . در حالى كه هزار مرتبه بهتر است همراه شما باشم . گفتم شب حركت كرده صبح بيائيد ، ميرزا نصر الله خان با درشكه استقبال خواهد كرد . نماز كرده چاى خورده سوار شديم ، همهجا تاخت . باد شدت داشت . آفتاب هم جلو [ بود ] آفتابگردانها را به صحرا مىانداخت . خيلى صدمه داشت . سه ساعت و نيم راه تا شهر آمديم . حضور مبارك مشرف شده بعد اندرون آمدم . الحمد لله بچهها سلامت بودند . افخم الدوله را نوشتيم شب جمعه عصر وارد شود باخبر تا همهكس استقبال برود و حاجى را محترما معززا وارد كنيم . پنجشنبه سلخ شهر جمادى الاول - عصر سه ساعت به غروب مانده براى استقبال حاجى افخم الدوله با وزير سوار كالسكه شده به باغ وزير رفتم . سركار معزى اليه قبل از ما وارد شده بودند . كمكم همه مردم حاضر شده يك ساعت و نيم به غروب مانده بهسمت شهر حركت كرديم . گردوخاك زياد شد . سه ربع به غروب مانده وارد باغ و شرفياب حضور مبارك شديم . شب اندرون آمديم . هوا سه روز است سرد شده « باد مه » مىآيد . تلگراف رسمى از مجلس دربار اعظم رسيد كه به سلامتى و مباركى اعليحضرت شهريارى در بيست و پنج ماه جمادى الثانيه به سرحد آسترا « 1 » نزول اجلال مىفرمايند . به همه مردم اطلاع بدهيد . انشاء الله حضرت و الا با حاجى افخم الدوله در 26 از اينجا بهسمت طارم و منجيل حركت مىكنند . * * * يادداشتى از سالها بعد 28 ماه توقف ما در خمسه طول كشيد . در حقيقت اين مدت بهترين ايام زندگانى من بايد شمرده شود . فقط مكروهى كه روىداد فوت مادر عزيز بود . از آن به بعد صدمات ، زحمات ، انقلابات ، تغيير رژيم مملكت داستانى است ، باز داستانى است بس شگفتانگيز كه عبرت بايد گرفت . قهرمان قاجار
--> ( 1 ) - - آستارا